برابر چشم هایم ، تکه پاره می شوم . مالکیت ام بر وجودم را از دست می دهم
آهای ، کجا می بری این همه من را ؟ کدام گوری رهایش خواهی کرد ؟ کنار رودخانه ی چالوس ؟ لابه لای خرابه های روستای پیرجه ؟ در زمین ِ فوتبال ِ بردستان ؟
تاریک است سینما ، سرم گیج می رود .. بیرون شاید کسی لیوان آبی دستم دهد که حل شوم در آن
Comments
hey sab chet shod yeiho? koja moony baz?
Posted by: Anonymous | چهارشنبه، 1 مه 2008