نمی دانم تا به حال کسی نفرین تان کرده ، یا نه . نمی دانم کسی که نفرین تان کرده ، تا چه حد آزرده خاطر بوده و بیان و نگاه اش جدی .. نمی دانم بعد از این اتفاق دوباره با طرف رودررو شده اید یا نه ... فقط می دانم که از دیروز تا به حال ، نگاه ِ خانمی که مرا نفرین کرد و به آن خدا -که نمی دانم کجا گرفتار شده و این آدم ها را به حال خود گذاشته - حواله کرد ، دست از سرم بر نمی دارد . احساسی که دارم از جنس عذاب وجدان یا شبیه ِ آن نیست - اشتباهی مرتکب نشده ام در قبال اش- احساس ام خیلی گنگ است. حس می کنم چیزی با من حرکت می کند ، با من راه می رود . انگار چیزی مدام حواس اش جمع من است . حتا نمی دانم قصدش آسیب رساندن ِ به من است یا مراقبت .. چیزی من را به آن خانم وصل می کند .. چیزی که همه اش با من راه می رود