این یک نوشته است که عکسی ندارد .
برای آدم هایی که به هر شکلی به من مربوط می شوند .
دیروز به م. سلام کردم و او هم حالم را پرسید و از کنار هم رد شدیم . دوباره در راهرو م. رادیدم و یک لحظه از ذهنم گذشت که چهار سال ِ پیش من و م. خیلی از حالِ هم خبر داشتیم و خیلی با هم گپ می زدیم .. و این که چند روزی است که می بینم اش و احساس ام این است که خیلی از هم فاصله داریم
نزدیک اش رفتم تا خیلی رک و راحت از او بپرسم که درون خودش فرو رفته است یا از من فاصله گرفته .. که صحبت مان گل انداخت . در چند لحظه ی اول احساس کردم که او هم مشتاق است یک دل ِ سیر حرف بزنیم . پایم درد می کرد و نمی توانستم درست راه بروم و در ذهنم راهی را که باید تا تاکسی های تهران طی می کردم برایم عذابی شده بود .
از هر دری صحبت نکردیم و مثل چهار سال پیش ، صحبت مان محدود بود به دغدغه های مشترک ، که هنوز مشترک بودند .
از نوشتن و تحربه های شخصی مان ، از تفسیرمان از زندگی که چه قدر تغییر کرده بود ، و احتمالن م. تعجب کرد که چه قدر رام شده ام
تا پای تاکسی ها رسیدم ، نفهمیدم زمان چگونه گذشته است و چه طور این راه را رفته ام
م. می گفت که آدم های دور و برش را خیلی دوست دارد و این خوب نخواهد بود ، چون ممکن است شرایط آن ها را از او دور کند و دیگر نتواند آن ها را به سادگی ببیند ؛ چیزی شبیه دلتنگی
احساس دیگری داشتم ، احساس ِ این که دوست داشتن ِ هر چیزی ، آن را به تملک ِ تو در می آورد بدون ِ آن که در آزادی ِ آن چیز و در هستی اش ، خدشه ای وارد کند . و این احساس وقتی عمیق می شود ، وقتی زمان از روی اش می گذرد ، از هستی و چیستی ِ آن چیز جدا می شود . دوست داشتن می تواند تا ابد در وجود آدم باقی بماند ، آدم ها به زندگی شان درون ِ من ادامه دهند
آدم هایی هستند در زندگی ام که سال هاست خبری ازشان ندارم و با این حال ، عزیز ترین آدم های روزگارم هستند
آدم هایی هستند که من به گذشته شان احساس دارم و از حال شان فاصله می گیرم
آدم هایی هستند که رفتن اشان نگران ام نمی کند ، چون جایی درون ام به بودن شان ادامه می دهند
آدم هایی هستند که از کنار ِ هم رد می شویم و با نگاهمان به هم می فهمانیم که برای هم وجود داریم
آدم هایی هستند که وطنم شده اند ، که می دانم همیشه برایم وجود دارند
Comments
تو این دنیای دیوونه
فقط عشقه که می مونه
تو این دنیای دیوونه
فقط عشقه که می مونه
Posted by: Coral | شنبه، 2 مارس 2008
i will always be there
Posted by: H.O | شنبه، 2 مارس 2008
...
جز اين هنر ندانيم كه هر چه مي توانيم
غم از دل ها براندازيم، براندازيم
ما دلشدگان خسرو شيرين پناهيم
ما كشته ي آن مهرخ خورشيد كلاهيم
ما از دو جهان غير تو اي عشق نخواهيم
صد شور نهان با ما، تاب و تب جان با ما
در اين سر بي سامان غم هاي جهان با ما
...
دلشدگان، علي حاتمي، فريدون مشيري
Posted by: خاموش | شنبه، 2 مارس 2008
اگر چه عکسهات خوبن، اما نوشتههای بیعکست بهترن انگار!
Posted by: Anonymous | چهارشنبه، 6 مارس 2008