« | Main | »

.


روز ها بدون نشانه ای از حضورِ تو شب می شوند و شب ها در رخت خواب ، با تردید ِ بودن یا نبودن ات خوابم می برد
تا برسم به چیزهایی که دیگران اندیشیده اند و فهمیده اند، از پا در آمده ای
خسته ای می دانم

وجود داری و انکار ناپذیری ؛ شاید همین عذابم می دهد
شکاف عظیمی میان مان ایجاد شده و این شکاف را ، نه چهار واحد درسی ِ معماریِ اسلامی!!! پر می کند و نه مرورِ اندیشه های حسن فتحی

کاش بتوانم راهی پیدا کنم ؛ راهی به جز گذاردن ساختمان های سنگین ِ از ناکجا آمده ، بر سینه ات
که می دانم آخرین نفس هایت را می گیرد و
با خاکی که از آن بر آمده ای ،یکسان ات می کند


استان اصفهان
زواره
آبان 1385

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.saba-zavarei.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/96

Comments

oops I realy love the pic and nice text

راه هماني است كه پيرزن آمده.در انتهاي كوچه عمر ديگر دست بر ديوار قدم بر ميدارد.چيزي به انتهاي كوجه نمانده،نه؟

sabooli junam :* merci az commentat :X
dokhtar joon :D man daram eyne chichi poshte ham emtehan midam, alan 3 rooz e poshte ham emtehan daram o farda ham !:) + inke, neshastam zire 50 ta patoo :D daram milarzam :D ba'd to migi berim ski ?:D:D
aziiiiiiiiiizaaaaaaaaaamiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii :*:*:*:*

عکسات عالین.
حظ وافری بردم :)

Azizam :* doost daram blogeto

keep reading ...i'm sure by that u can find out,na ba 4vahed k hich,ba 400vahed ham nemishe fahmidesh,shekafe amigh tar az in harfast..but keep reading,it's tyhe only way

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)