همین طور که راه می روم ،چیزهایی می بینم ، گاهی عکس می گیرم و گاهی می نویسم و معمولا می اندیشم که شاید خواب دیده ام ، خواب بوده ام ... اما همه چیز ، یکسان است و با این حال نیست
Posted by Rhayader on چهارشنبه، 3 ژانویه 2008|Permalink
TrackBack
TrackBack URL for this entry: http://www.saba-zavarei.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/93
Comments
هوا بس ناجوانمردانه سرد است.هواي دلم را مي گويم.يخ زده از نامردمي و نارفيقي.دست محبتي كه سوي كسي دراز شده بود از سوز سرماي نمك نشناسي است كه نمك دان شكسته آبرويم رامي خواهد در گريبان غربت و تنهايي گرمايي خفيف با بازدمي به بشمارش افتاده دهد اما چه كنم كه نفسي كه از چهارچهار دلم بر مي آيد نمكي است بر زخم زبان گندم فروشان جو نما تا مرهمي بر دستي كه نمك نداشت.زمستان است
Comments
هوا بس ناجوانمردانه سرد است.هواي دلم را مي گويم.يخ زده از نامردمي و نارفيقي.دست محبتي كه سوي كسي دراز شده بود از سوز سرماي نمك نشناسي است كه نمك دان شكسته آبرويم رامي خواهد در گريبان غربت و تنهايي گرمايي خفيف با بازدمي به بشمارش افتاده دهد اما چه كنم كه نفسي كه از چهارچهار دلم بر مي آيد نمكي است بر زخم زبان گندم فروشان جو نما تا مرهمي بر دستي كه نمك نداشت.زمستان است
Posted by: siavash | چهارشنبه، 3 ژانویه 2008
اینجا حس خوبی از همه چیز پیدا کردم ..عکسهای خوبی اند . همیشه سر می زنم .
:)
موفق باشی عزیزم با عکسهای بیشتر
Posted by: مرضیه | سهشنبه، 9 ژانویه 2008
haminjoori khastam baraye in yeki comment bezaram,hamashuno doost daram :)
Posted by: mehdi | پنجشنبه،18 ژانویه 2008