گرمسار خاموش
چند ماه پیش تو گرمسار برای صبحانه توقف کردم ، از شهر هیچ صدایی نمی اومد ، پیاده شدم و دور و بر گوش دادم ، سکوت عجیبی بود .. هفته پیش ، دوباره گذارم به گرمسار افتاد ، و این بار شیشه ماشین رو پایین کشیدم و حسابی گوش دادم ، و با چشم ها هم سعی کردم شرایط رو درک کنم
چند دور ، تو شهر چرخ زدم ، ساعتی که تهران از سر و صدا سرشاره، نه صدایی بود ، نه جماعتی از آدم ها که کنار هم ایستاده باشند و تعاملی داشته باشن ؛ از کنار هم رد می شدن ، سنگین و خاموش
برام یه معمای جذاب شده ، و خوب یادم داده که از هر آبادی ای که آدمی زاد ساکنه ، صدایی شنیده می شه ، که خیلی چیزهارو بیان می کنه
Comments
seda mohemtarin onsore ye mohite ensanie ke mamoolan faramoosh mishe.
Posted by: Ehsan Maleki | چهارشنبه،15 فوریه 2007
گاهی مواقع صدای سنگین سکوت انسان را میخ کوب می کنه.دوست داری بایستی و گوش بدی.هر چه بیشتر گوش می دی بیشتر لذت می بری.
از کیتارو می پرسند چه موسیقی را هم اکنون برای جهان توصیه می کنی؟
کیتارو:دنیا نیاز به یک دقیقه سکوت مطلق داره.
Posted by: mohammad naseri | چهارشنبه،15 فوریه 2007
va ma,man o to,midoonim,midoonim,midoonim,ke sokoote adami...
tasviri kon az ghariiiiiive shahr khodaaa raa,sabaye gol...:*
Posted by: tinnnnn | چهارشنبه،15 فوریه 2007
salam
bannere jalebi gozashti adamo be fekr vadar mikone ! mese sedahaye mardome har abadi ! in axse zaheran sedaie nevisandeye in webloge !
Posted by: amir | پنجشنبه،16 فوریه 2007